سخنان رهبري در روز سهشنبه 29 ديماه در جمع اعضا و شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي، نخبگان سياسي، فرهنگي و مذهبي را با امتحان جديدي روبهرو ساخت. از اين به بعد، بازيگران سياسي با ملاحظات جديدي مواجه هستند:
1- قبل و بعد از انتخابات، عدهاي از نخبگان اصولگرا بهنفع نظام و برخلاف ميل خود به بحث انتخابات و حمايت از آقاي احمدينژاد وادار شدند و برخي ديگر، بهخصوص پس از انتخابات بهدليل انگيزههاي شخصي و برنامههاي خود و سابقه خصومت و رقابت با احمدينژاد حاضر به دفاع از كيان نظام در مقابل تهمت تقلب نشدند. امروز اين عده دوم نميتوانند به سياست «يكي به نعل و يكي به ميخ» خويش ادامه دهند و بايد موضع خود را اعلام كنند؛ موضعي كه به يك معني اعلام آن در قبال رهبري است و البته در آرايش سياسي آينده كشور تأثيرگذار خواهد بود.
2- جناح دوم خرداد طيفي متنوع و چند پاره است كه امروز بهواسطه اكبر گنجي و عطاءالله مهاجراني از يكسو دست در دست بيگانگان دارد و از جانب ديگر مواضع چندپهلوي آقاي موسوي هنوز نتوانسته است آن را از اغتشاشگران خياباني متمايز كند. از امروز نظام در حركتي جديد موضعي رسمي از همه طلب ميكند. نخبگان دوم خرداد - از جماران تا جمكران - بايد در قبال مواضع يكديگر و تبعات سياسي و اجتماعي اقدامات دوستان سياسي خود موضع رسمي و صريح بگيرند.
3- از حيث سياسي، توپ در زمين طيفهاي مختلف دوم خرداد است. اين درست نيست كه آقاي خاتمي، حالا پس از هفت ماه بخواهد در سناريوي جديد خويش از مواضع آقاي موسوي فاصله بگيرد و نقش دوست شفيق را براي دو طرف بازي كند. آقايان كروبي و خاتمي و موسوي در تمام اظهارنظرهاي يكديگر و در همه عملكردهاي گروههايي كه به دعوت ايشان در برنامهها و اغتشاشات اجتماعي حضور پيدا كردهاند، سهيم هستند. عقلاني نيست كه بخشي از مقامات دوم خردادي در حين شعارنويسي دستگير شوند و بخشي ديگر عليرغم مسئوليتهاي متعدد دولتي و عمومي خويش، در نفي و اثبات امور لب تر نكنند.
4- بيانات رهبري براي جناب آقاي هاشمي رفسنجاني نيز ممكن است مشكلآفرين باشد. رهبري در جمع بسيجيان جايگاه ايشان را بالا ترسيم كردند و دوستان خود را از توهين و عتاب نسبت به آقاي هاشمي بر حذر داشتند. صحبتهاي اخير مقام معظم رهبري بهطور رسمي آقاي هاشمي را از سكوت و سخنان ميانجيگرانه و چندوجهي منع ميكند. آقاي هاشمي در غير اين صورت، گزينههاي ديگري در پيش دارد. سئوال مهم اين خواهد بود كه ما پس از اين با كدام آقاي هاشمي مواجه خواهيم بود؟!
5- تصور ميشود كه گروههايي از سياسيون دوم خردادي خود را براي ادامه فعاليت سياسي پس از فروكشكردن بحران آماده كردهاند. برخي نامهنگاريها، پارهاي حضورها و سخنرانيها و... علايم اين امر است ولي اينك مطبوعات، احزاب و چهرههاي دوم خردادي بايد موضع رسمي خود را در هر موقعيتي - خصوصا دهه فجر - بهطور علني اعلام كنند.
قابل فهم است كه در غير اين صورت، اين عده نيز همچون ديگر دوستان خود كه همنوا با اغتشاگران و فتنهانگيزان شدهاند، از نعمت بازي سياسي در زمين جمهوري اسلامي محروم خواهند شد. به زندان افتادن يك عده و كانديداشدن گروهي ديگر، معقول و منصفانه نيست.
چرا بايد جمعي وظيفه تخريب فضاي سياسي كشور را داشته باشند و هواداران خود را به درگيري خياباني بكشند و گروهي منتظر فرصت براي گرفتن پستهاي سياسي باشند. آيا درست است برخي از چهرههاي دوم خردادي از يكسو در شيپور فتنه و تقلب بدمند و در جاي ديگر به نامهنگاري و برقراري ارتباط بپردازند؟ چه كسي ميخواهد بر سر چه چيزي، عدهاي را در نهايت وجهالمسامحه قرار دهد؟!
6- بيانات رهبري مقوله ميانجيگري و حكميت را منتفي ساخت. علاقهمندان و دلسوزان كشور نبايد براي كسي جز خود ايشان شأن واسطه و حكم و ميانجي قائل باشند. همه پشتسر رهبري. هيچكس نزديك به ايشان هم نيست، چه برسد در كنار ايشان؛ و البته نه فقط در اين مورد خاص. اين را مردم در حماسه 9 ديماه نشان دادند و لازم است بزرگان نيز آن را بفهمند.
7- بيانات اخير رهبري و همينطور خبري كه ايشان در تجمع روز 19 دي مردم شهر قم دادند، از روزهاي سختتر خبر ميدهد. رهبري از تجهيز فتنهگران براي فتنهاي عظيم خبر دادند. صحبتهاي 29 ديماه ايشان براي پيروان و دوستان كشور و رهبري، زنگ خطر و پيام هوشيارباش بود. لازم است صف همه نيروهاي علاقهمند به ثبات نظام و تقويت جريانهاي مقابل فتنه، پاكيزه، منزه و منسجم باشد. اگر كسي به اميد ايفاي نقشي ديگر در مرحلهاي ديگر از اين اتفاق بزرگ است، بايد بداند كه فرماندهي همه را به خط مقدم فراخوانده است و فردا و نقش ديگر دير و نابهجاست.
فريدالدين حداد عادل
مرجع : جهان