دکتر محمد صدر : در سياست خارجي اصل بر داشتن رابطه با کشورهاست، از همين روست که نهادي تحت عنوان وزارت خارجه در هر کشوري تاسيس مي شود.در شرايط جهاني کنوني که کشورها روز به روز به يکديگر نزديک مي شوند و در حال تبديل شدن به يک دهکده جهاني هستند، طبيعتاً روابط خارجي از اهميت بيشتري برخوردار است.ايران به عنوان کشوري بين المللي و استراتژيک که در جنوب آن يکي از مهم ترين منابع نفتي جهان قرار گرفته و در خاورميانه به عنوان يکي از بحراني ترين مناطق جهان واقع شده و مهم تر از همه بين سه قاره آفريقا، اروپا و آسيا محصور شده همه اين عوامل ايران را به يکي از مهم ترين کشورهاي منطقه و جهان تبديل کرده است.ايران کشوري با ظرفيت ها و پتانسيل بالا است که بايد با تمام کشورها رابطه داشته باشد و نقش خود را در شرايط جهاني به خوبي ايفا کند. مهم تر از همه، انقلابي در ايران به وقوع پيوسته که پيام آن عدالت و آزادي براي همه جهان است و با چنين پيش زمينه هايي طبيعتاً بايد وارد رابطه با تمام دنيا شود. طبيعتاً ميزان تاثيرگذاري کشورها در جامعه بين الملل متفاوت است و بسته به قدرت نظامي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي، تکنولوژيک و... آنها متغير است. بنابراين يکي از اصول اساسي در سياست خارجي برقراري رابطه با کشورهايي است که تاثيرگذاري بيشتري در جامعه بين الملل دارند.امروزه کشورهاي اروپايي به صورت تک تک مطرح نمي شوند، امروز کشور انگليس، آلمان، فرانسه و... را به عنوان جزيي از اتحاديه اروپا مي شناسند. اتحاديه اروپا به عنوان يکي از قوي ترين و تاثيرگذارترين اتحاديه هاي دنيا به خصوص در زمينه اقتصادي حتي امريکا را با چالش هاي زيادي روبه رو کرده است. بنابراين رابطه يا عدم رابطه با اين کشورها در سياست خارجي خيلي تاثيرگذار و مهم است. قطع رابطه با هر يک از اين کشورها مي تواند منجر به قطع رابطه با کل اتحاديه اروپا شود.اما در ميان روابطي که ايران با مجموعه کشورهاي اتحاديه اروپا دارد، متاسفانه تاريخ روابط ديپلماتيک ايران و انگليس خيلي دردناک است و انگليس در حافظه تاريخي ملت ايران جايگاه بسيار بدي دارد. اين کشور در موارد متعددي مثل کودتاي 28 مرداد 1332 هميشه به دنبال ضربه زدن به کشور ما بوده است. حکومت پهلوي را انگليس بر سر کار آورد؛ حکومتي که مسوول مشکلاتي است که طي نيم قرن در کشور ما وجود داشته است. با اين پيش زمينه طبيعي است که در نوع رابطه با اين کشور دقت زيادي داشته باشيم ولي هيچ کدام از اين مسائل دليلي براي قطع رابطه کامل با اين کشور نيست.
اما مدتي است که دوباره زمزمه هايي مبني بر قطع رابطه با انگليس شنيده مي شود و در راس آن طرحي است که توسط عده يي از نمايندگان تهيه شده و در آن از دولت خواسته شده رابطه خود با انگليس را قطع کند که به عقيده من تصويب اين طرح به نفع ايران نيست و پيش بيني مي کنم در نهايت وزارت امور خارجه و شوراي عالي امنيت ملي با اين طرح مخالفت کنند. کشور ما در شرايطي قرار دارد که قطع رابطه با يکي از کشورهاي اتحاديه اروپا مي تواند به قطع رابطه با بقيه کشورهاي اروپايي منجر شود و اين مساله از لحاظ سياسي و اقتصادي به نفع ما نيست.
مثلاً تصميم به قطع رابطه با يک کشور مي گيرند، اين گونه واکنش ها و رفتارها در جهت منافع جمهوري اسلامي ايران نيست بلکه بالعکس براي کشور بسيار خطرناک و مضر است. در دوران قبل از انقلاب که ما هنوز جوان بوديم هر گاه به بزرگ ترها اعتراض مي کرديم که مثلاً چرا کاري انجام نمي دهيد يا حرکتي نمي کنيد، نگاه عاقل اندر سفيهي به ما مي کردند و مي گفتند شما سياست را نمي فهميد. در اين مملکت همه چيز در دست انگليس است، تا انگليس اراده نکند هيچ کاري انجام نمي شود، البته اين تصورات بيشتر به خاطر سابقه استعماري انگليس بود. آنچه فراموش کرده ايم اين است که انقلابي در ايران به وقوع پيوسته و مردم ما موفق شده اند امريکا و انگليس را از ايران بيرون کنند به گونه يي که کوچک ترين اثري از آنها در کشور نيست و کشور به معناي واقعي مستقل است و خودمان براي خودمان تصميم مي گيريم.مثلاً در همين طرحي که توسط نمايندگان مجلس براي قطع رابطه با انگليس مطرح شده، به عواملي چون دخالت هاي مستقيم انگليس در ايران در جنگ جهاني اول، کودتاي رضاخان، سرنگوني دولت مصدق، حمايت از رژيم صدام، فتنه گري هاي قبل و بعد از انتخابات، اعزام جاسوس و فعاليت رسانه يي اشاره شده که آنها را دليلي براي قطع رابطه با انگليس دانسته اند.
چند عامل اول که صحيح هم هست از 50 ، 60 سال گذشته وجود داشته و موضوع جديدي نيست و هيچ کدام هم منجر به قطع رابطه نشده، تنها بحث فتنه گري هاي قبل و بعد از انتخابات و فعاليت رسانه يي موارد جديدي محسوب مي شود.
اما سوالي که اينجا مطرح مي شود اين است که آيا با قطع رابطه اين دو مشکل حل خواهد شد. اگر با انگليس قطع رابطه کنيم، انگليس ديگر فتنه گري نمي کند؟ اگر قطع رابطه کنيم ديگر فعاليت رسانه يي ادامه پيدا نمي کند؟
به جاي اينکه سعي کنند با بررسي دقيق و کارشناسانه اين مسائل راهکاري براي مقابله با آن پيدا کنند، به دنبال ساده ترين و پيش پاافتاده ترين راهکار هستند. بايد ديد چرا آنها کار رسانه يي مي کنند و تاثيرگذارند اما ما نمي توانيم. بزرگ ترين خدمتي که امروز به همين رسانه هاي خارجي مي شود از داخل کشور خودمان است. وقتي راديو و تلويزيون آن گونه که بايد و شايد وظايف خودشان را انجام نمي دهند،اطلاع رساني به موقع و کافي نمي شود، صدا و سيماي ملي تبديل به صدا و سيماي جناحي مي شود و... طبيعي است که افکار عمومي به سمت رسانه هاي بيگانه سوق پيدا کند. متاسفانه مسوولان ما از تجربيات گذشته درس نمي گيرند.
آخرين سفير شاه در انگليس پرويز راجي در کتابي تحت عنوان خدمتگزار تخت طاووسي مي گويد؛ هرگاه از لندن به تهران مي آمدم و با شاه ملاقات مي کردم، مي دانستم که اول بايد دعواها و فحش هاي شاه به بي بي سي را بشنوم و بعد وارد مسائل اصلي شوم، چون شاه از بي بي سي خيلي ناراحت بود و مي گفت اين شبکه از مخالفان من حمايت مي کند.يا شريف امامي وقتي مي خواست از مجلس راي اعتماد بگيرد، گفت؛ من شريف امامي چند ماه قبل نيستم و به محض اينکه نخست وزير شوم آزادي را برقرار مي کنم چون مي دانم اگر راديو و تلويزيون آزاد نباشد، مردم به بي بي سي روي مي آورند. اين موارد تاريخي نشان مي دهد مسائلي از اين نوع قبلاً در کشور ما تجربه شده و نبايد همان اشتباهات گذشته را دوباره تکرار کنيم و به جاي قطع رابطه بايد آزادي اطلاعات و رسانه ها را تضمين کنيم. وقتي هر کسي بتواند حرف خودش را بزند، اطلاع رساني کافي باشد و اخبار کامل و دقيق به مردم برسد مطمئناً کسي به سمت رسانه هاي بيگانه و خارجي نمي رود چرا که نياز خبري اش توسط رسانه هاي داخلي تامين شده است. قطع رابطه يا راهکارهايي از اين نوع براي حل مسائل در واقع خاموش کردن آتش با پتک است که هيچ گاه و در هيچ مقطعي مثمرثمر نخواهد بود.
سياست خارجي ادامه سياست داخلي است. اگر سياست داخلي مقتدر، ملي، مردمي و در چارچوب قانون اساسي همراه با دموکراسي، آزادي و رعايت حقوق شهروندي داشته باشيم و در جهت توسعه همه جانبه کشور حرکت کنيم، مطمئناً سياست خارجي قوي هم خواهيم داشت و بقيه کشورها براي برقراري رابطه با ما پيشقدم خواهند شد. در اين شرايط دولت يک دولت محترم در جامعه بين الملل خواهد بود و جامعه بين الملل هم به سمت آن دولت و کشور خواهد رفت. در شرايط کنوني جهاني قطع رابطه راه حل نيست، بايد راه حل را در سياست داخلي جست وجو کنيم و با سر پنجه تدبير مسائل و مشکلات را حل کنيم و به جاي کوبيدن پتک روي آتش، آن را با آب و باران رحمت خاموش کنيم. زماني که مردم با تمام وجود از نظام جمهوري اسلامي دفاع کنند ديگر نه جاسوس انگليس مي تواند کاري انجام دهد نه رسانه هاي خارجي.
امام خميني رهبر کبير انقلاب اسلامي ايران در همين چارچوب تشکيل اطلاعات 36 ميليوني را مطرح مي کردند که مطابق با کل جمعيت ايران در آن زمان بود.
منبع : روزنامه اعتماد مرجع : نواندیش