مساله اسائه ادب به تصویر امام خمینی (ره) از موضوعاتی است که برای اولین بار از طریق صدا و سیما و در سطح گسترده ای خبررسانی شد و همان گونه نیز در سطح سیاسی، بازتاب های گسترده ای یافت.
آنچه اين روزها بوضوح قابل مشاهده است، تلاشي است كه براي زيرسوال بردن مهندس موسوي و مهدي كروبي صورت مي گيرد بي آنكه به اين پرسش اساسي پاسخ داده شود كه با وجود ضريب بالاي احتمال نفوذ افرادي با نيتي پليد در صف هواداران شخصيت هاي سياسي، چه سازوكاري براي حفظ ارتباط نزديك مهندس موسوي و كروبي با هوادارانشان و امكان دسترسي مردم به ديدگاه ها و رهنموردهاي اين دو تن كه تلاش دارند اعتراض مردم شكلي مسالمت جويانه داشته باشد، وجود دارد به ديگر سخن از يك سو افراد شاخص اصلاحات در سانسور و حصر خبري قرار دارند و اطلاع دقيق هوادارانشان از ديدگاه هاي آنان از طريق رسانه هاي گروهي و مانند آن محدود شده است و از سوي ديگر آنها مسوول تندروي احتمالي برخي ازافراد معرفي مي شوند حال آنكه بهتر بود صدا و سيما با پوشش درست اخبار و امكان اطلاع رساني بي طرفانه اين امكان را فراهم مي كرد كه شخصيت هاي سياسي با رهنمودهاي خود مانع از بروز برخي نابساماني ها در صف هواداران خود شوند.
ماجراي اسائه ادب به حضرت امام و پخش صحنه هاي مربوط به اين ماجرا درسيما، البته قبل از هر چیز، این سوال را مطرح می کند که چه کسانی مقدمه ساز یا عامل اصلی این اقدام شنیع بوده اند و چنین رویدادی برای چه کسانی منفعت سیاسی به ارمغان خواهد آورد!
برای پاسخ به این سوال، ابتدا باید بدانیم که آنچه با دستان ناپاک عده ای به ظاهر ناشناس، مورد اهانت قرار گرفته است، در وهله اول «عکس امام» بوده است یعنی تصویری از سیمای رهبر کبیر انقلاب و طبیعی است که یک تصویر منقش بر کاغذ از آن جهت که متعلق به چهره بزرگ مردی تاریخ ساز و محبوب دل ملت ایران و بلکه مسلمین جهان بوده است، باعث تکدر خاطر دوستداران آن امام همام شده است. درک نسبت یک عکس با صاحب آن البته چیزی از جنس «متعلقات امام» و ضرورت حفظ حرمت «همه آنها» را به ذهن متبادر می سازد و طبیعی است که در رتبه بندی متعلقین ومتعلقات به امام خمینی، فرزندان و بیت مکرم ایشان چیزی فراتر از تصویر وی محسوب می شوند.
اگر اسائه ادب به عکس امام، مقدمه ای برای حرمت نهادن به آن چیزهایی باشد که به امام منتسب اند، در حال حاضر حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی (مد ظله العالی) در صدر این فهرست قراردارند که به یقین ارزشی بیشتر از عکس حضرت امام و نسبتی نزدیک تر و عینی تر از آن به امام خمینی (ره) دارند و وقتی سخن از ایشان به میان می آوریم، منظورمان همان شخصیتی است که یکی ازسایت های هوادار دولت با اهانت مستقیم به ایشان و بیت امام، باعث تکدرخاطر ایت ا.. توسلی -رییس دفتر امام- وموجبات سکته قلبی ایشان را فراهم کرد در حالیکه هیچ کدام از خطبا و کفن پوشان امروز، درآن زمان، سخنی در محکومیت اسائه ادب به بیت امام بر زبان نیاوردند که الحمد ا... هم اسناد آن روزهای سیاه و هم شاهدان صادق روایت غم انگیز خوابی که مرحوم توسلی دیده بودند، موجود و بر خلاف تصاویر پخش شده اخیر در سیما -در کمال وضوح و سندیت- در دسترس هستند.
صدا وسیما در تصویر پخش شده نشان نداد که افراد دخیل در ماجرا چه کسانی هستند همچنانکه در اخباری دال بر اقدام تروریستی یک فرد ناشناس برای انفجار بمب در حرم مطهر امام هم هیچ نشانه دقیقی از مرتکب عمل ارایه نشد جز آنکه این اخبار در برهه ای به افکار عمومی ارایه شد که جامعه ملتهب حوادث ایام انتخابات و ماجراهای پس از آن بود!
نگاهی تطبیقی به واکنش صداو سیما در آن برهه خاص نسبت به توهین به نوه حضرت امام البته با واکنش امروز آن و فضایی که در آن توهین به نخست وزیر و یاران امام به یک رویه نامیمون تبدیل شده است، تفاوت دارد و این سوال رامطرح می کند که آیا اسائه ادب به حضرت امام و بیت ایشان از نظر مسوولان سیمای جمهوری اسلامی و برخی طلاب محترم حوزه علمیه، بالمال امری مذموم است یا همچون ماجرای کنفرانس برلین -که یک شبه نمایش زن عریان حلال شد- بنا به شرایط سیاسی، نمایش آن حلیت می یابد و واکنش بدان نیز شدت و ضعف دارد؟
چه اتفاقی افتاده است که سیمای جمهوری اسلامی، توهین یک سایت حامی دولت به نوه حضرت امام را یکسره نادیده می گیرد اما با ولعی عجیب، تصویری به شدت مورد تردید و مبهم از اسائه ادب به حضرت امام را به کرات نشان می دهد واصولا چرا سیمای انقلابی ما، نمایش چنین اقدامات شنیع را بر نمایش آن خیل خروشان هوادار موسوی که افتخار خود را در پیروی از راه امام و همراهی با نخست وزیر امام می دانند، ترجیح می دهد؟ چرا فیلمبرداران و تهیه کنندگان باهوش و جسورسیما که به دفعات مهارت آنان را در حضور مخفیانه در فلان محفل خصوصی در برنامه «بیست و سی» و یا حتی فیلمبرداری زیرآبی از فلان ناو آمریکایی دیده ایم، این بار به جای فیلمبرداری از عوامل این اقدام ناپسند مشغول پرسه زدن بر تصویری می بینیم که جز ناراحت کردن مخاطب و ایجاد اطمینان دروغین در دل ضد انقلاب حاصل دیگر ندارد.
به نظر می رسد اکنون مخاطب باشعور و آگاه ایرانی حق دارد که بپرسد؛ چه اتفاقی افتاده است که سیما اصرار دارد مردم بپذیرند که عوامل این اقدام شنیع، از صف آنانی هستند که در زمان انتخابات شعار می دادند :«رای ما یک کلام ...نخست وزیر امام» یا :«اگر امام زنده بود...رای اش به موسوی بود»؟ به عبارت دیگر، آن دسته از افرادی که اصرار دارند؛ موضوع مشمئز کننده اسائه ادب به تصویر امام خمینی(ره) را به نحوی به دیوار کوتاه حامیان کروبی و موسوی الصاق کنند، در هیاهوی بازار تهمت و غوغا، هنوز روشن نساخته اند به چه دلیل باید پذیرفت که عوامل این ماجرا آنهایی نیستند که پیشتر به بیت امام توهین می کردند و آنهایی نیستند که در دانشگاه ها می گفتند:« در فلان سفر، فلان شهروند خارجی؛ امام خمینی و مقام معظم رهبری را نمی شناخت و به جای امام و رهبری، فلان شخص را می شناخت و نام او را بر زبان می آورد؟»، چه دلیلی وجود دارد که مردم بپذیرند؛ منتقدان دیروز امام و افرادی که هیچ سابقه ای در انقلاب ندارند، اکنون در تشخیص عوامل این ماجرای شوم در میان یاران و نزدیکان امام، راه درست را رفته اند؟
مجموع تردید ها و پرسش های فوق عناصر کلیدی هستند که به نظر می رسد ، روشن کردن ابعاد مبهم آن، در درک بهتر ماجرای مورد اشاره، کمک بسیار می کنند، کمکی که در صورت اعطای مجوز راهپیمایی مورد درخواست آقایان کروبی و موسوی در هواداری از امام خمینی و تجدید پیمان با آرمان های او، به یقین ثابت می کند که بسیاری از آنانی که امروز از این حادثه ابراز ناراحتی می کنند، تا چه میزان از زنده بودن نام و یاد امام خمینی(ره) در میان مردم، بالاخص حامیان آقایان موسوی و کروبی، شادمان خواهند شد.
محمدعلیخانی
مرجع : نو اندیش